کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۸ - حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفت...

1

حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفت

ای دل بدخواه من مژده که خونم گرفت

2

من که شب غم زدم بس خم از اقلیم عشق

تفرقه چونم شناخت حادثه چونم گرفت

3

خنجر جور توام سینه به نوعی شکافت

کاب دو چشم از برون راه درونم گرفت

4

بهر رضای توام چرخ ز قصر حیات

خواست به زیر افکند بخت نگونم گرفت

5

هیچ گه از جرم عشق گرم به خونم نگشت

خوی تو در عاشقی بس که زبونم گرفت

6

عشق که تسخیر من از خم زلف تو کرد

در خم من سالها داشت کنونم گرفت

7

محتشم از مردمان بود دل من رمان

رام پری چون شدم گرنه جنونم گرفت

متن شعر کپی شد.