کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۱ - شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفت...

1

شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفت

شهر را بر من ز هجر خویش زندان کرد و رفت

2

وقت رفتن داد تیغ غمزه را زهر آب ناز

وان نگه کردن مرا صد رخنه در جان کرد و رفت

3

من فکندم خویش را از خاکساری در رهش

او ز استغنا مرا با خاک یکسان کرد و رفت

4

غایب از چشمم چو میشد با نگاه آخرین

خانه چشم مرا از گریه ویران کردو رفت

5

روز اقبال مرا در پی شب ادبار بود

کز من آن خورشید تابان روی پنهان کرد و رفت

6

باد یارب در امان از درد بی درمان عشق

آن که دردم داد و نومیدم ز درمان کرد و رفت

7

دوزخی تا بنده شد بهر عذاب محتشم

دوش کان کافر دلش تاراج ایمان کرد و رفت

متن شعر کپی شد.