غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۱۳۳ - خاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفت...
1
خاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفت
شهر برهم زده تاراج گری آمد و رفت
2
تیغ بر کف عرق از چهره فشان خلق کشان
شعله آتش رخشان شرری آمد و رفت
3
طایر غمزه او را طلبیدم به نیاز
ناز تا یافت خبر تیز پری آمد و رفت
4
مدعی منع سخن کرد ولیکن به نظر
در میان من و آن مه خبری آمد و رفت
5
وقت را وسعت آمد شد اسرار نبود
آن قدر بود که پیک نظری آمد و رفت
6
قدمی رنجه نگردید ز مصر دل او
به دیار دل ما نامه بری آمد و رفت
7
محتشم سیر نچیدم گل رسوائی او
کاشنایان به سرم پرده دری آمد و رفت