کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۴ - چابکسواری آمد و لعبی نمود و رفت...

1

چابکسواری آمد و لعبی نمود و رفت

نی نی عقابی آمد و صیدی ربود و رفت

2

آن آفتاب کشور خوبی چو ماه نو

ظرف مرا به آن می تند آزمود و رفت

3

نقش دگر بتان که نمی رفت از نظر

آن به تن به نوک خنجر مژگان زدود ورفت

4

تیری که در کمان توقف کشیده داست

وقت وداع بر دل ریشم گشود و رفت

5

حرفی که در حجاب ز گفت و شنود بود

آخر به رمز گفت و به ایما شنود و رفت

6

از بهر پای بوس وداعی که رویداد

رویم هزار مرتبه بر خاک سود و رفت

7

افروخت آخر از نگه گرم آتشی

در محتشم نهفته برآورد دود و رفت

متن شعر کپی شد.