کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۵ - زانطره دل سوی ذقنت رفته رفته رفت...

1

زانطره دل سوی ذقنت رفته رفته رفت

در چه ز عنبرین رسنت رفته رفته رفت

2

پیشت چو شمع اشگ بتان قطره قطره ریخت

صد آبرو در انجمنت رفته رفته رفت

3

من بودم و دلی و هزاران شکستگی

آن هم به زلف پرشکنت رفته رفته رفت

4

گفتی که رفته رفته چو عمر آیمت به سر

عمرم ز دیر آمدنت رفته رفته رفت

5

رفتی به مصر حسن و نرفتی ازین غرور

آن جا که بوی پیرهنت رفته رفته رفت

6

جان را دگر به راه عدم ده نشان که دل

در فکر نقطه دهنت رفته رفته رفت

7

ای محتشم فغان که نیامد به گوش یار

آوازه ای که از سخنت رفته رفته رفت

متن شعر کپی شد.