کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۸ - کدام سرو ز سنبل نهاده بند به پایت...

1

کدام سرو ز سنبل نهاده بند به پایت

که برده دل ز تو ای دلبران شهر فدایت

2

غم که کرده خلل در خرام چابکت ای گل

ز رهگذر که در پاخلیده خارجفایت

3

سیاست که ز اظهار عشق کرده خموشت

که حرف مهر کسی سر نمی زند ز ادایت

4

اشارت که سرت را فکنده پیش به مجلس

که بسته راه نگه کردن حریف ربایت

5

سفارش که تو را راز دار کرده بدین سان

که مهر حقه راست لعل روح فزایت

6

گهی به صفحه رو زلف می نهی که بپوشد

شکسته رنگی رخسار آفتاب جلایت

7

گهی به سنبل مو دست میکشی که نگردد

دلیل عاشقی آشفتگی زلف دوتایت

8

تو از کجا و گرفتن به کوی عشق کسی جا

سگ تصرف آن دلبرم که برده ز جایت

9

اگر نه جاذبه عاشقی بدی که رساندی

عنان کشان ز دیار جفا به ملک وفایت

10

متاز کم ز نکویان سمند ناز که هستی

تو از برای یکی زار و صد هزار برایت

11

به محتشم که سگ توست راز خویش عیان کن

که چون جریده به آن کو روی دود ز قفایت

متن شعر کپی شد.