کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۱ - عمرها فکر وصال تو عبث بود عبث...

1

عمرها فکر وصال تو عبث بود عبث

عشق بازی به خیال تو عبث بود عبث

2

سالها قطره زدن مور ضعیفی چو مرا

در پی دانه خال تو عبث بود عبث

3

از تو هرگز چو سرافراز به سنگی نشدیم

میوه جستن ز نهال تو عبث بود عبث

4

بی لبت تشنه چو مردیم شکیبائی ما

در تمنای زلال تو عبث بود عبث

5

پر برآتش زدن مرغ دل ما ز وفا

بر سر شمع جمال تو عبث بود عبث

6

به جوابی هم ازو چون نرسیدی ای دل

زان غلط بخش سئوال تو عبث بود عبث

7

محتشم فکر من اندر طلب او همه عمر

چون خیالات محال تو عبث بود عبث

متن شعر کپی شد.