کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۳ - سالها از پی وصل تو دویدم به عبث...

1

سالها از پی وصل تو دویدم به عبث

بارها در ره هجر تو کشیدم به عبث

2

بس سخنها که به روی تو نگفتم ز حجاب

بس سخنها که برای تو شیندم به عبث

3

تا دهی جام حیاتی من نادان صدبار

شربت مرگ ز دست تو چشیدم به عبث

4

تو به دست دگران دامن خود دادی و من

دامن از جمله بتان بهر تو چیدم به عبث

5

من که آهن به یک افسانه همی کردم موم

صدفسون بر دل سخت تو دمیدم به عبث

6

گرد صدخانه به بوی تو دویدم ز جنون

جیب صد جامه ز دست تو دریدم به عبث

7

محتشم باده محنت ز کف ساقی عشق

تو چشیدی به غلط بنده کشیدم به عبث

متن شعر کپی شد.