کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۶ - گر به دردم نرسد آن بت غافل چه علاج...

1

گر به دردم نرسد آن بت غافل چه علاج

ور کشد سر ز علاج من بی دل چه علاج

2

کار بحر هوس از رشگ به طوفان چو کشید

غیر زورق کشی خویش به ساحل چه علاج

3

قتل شیرین چو شد از تلخی جان کندن صبر

غیر منت کشی از سرعت قاتل چه علاج

4

دست غم زنگ ز پیشانی خدمت چو زدود

جز به تقصیر شدن پیش تو قایل چه علاج

5

نیم بسمل شده را خاصه به تیغ چو توئی

جز نهادن سر تسلیم به سمل چه علاج

6

نقد دین گرچه ندادن ز کف اولی ست ولی

ترک چشم تو چو گردیده محصل چه علاج

7

گو دل تازه جنون باش به زلفش دربند

اهل این سلسله را جز به سلاسل چه علاج

8

محتشم رفتن از آن کوست علاج دل تو

لیک چون رفته فروپای تو در گل چه علاج

متن شعر کپی شد.