کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۰ - آن پیک نامور که رسید از دیار دوست...

1

آن پیک نامور که رسید از دیار دوست

آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست

2

خوش می دهد نشان جلال و جمال یار

خوش می کند حکایت عز و وقار دوست

3

دل دادمش به مژده و خجلت همی برم

زین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست

4

شکر خدا که از مدد بخت کارساز

بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست

5

سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار

در گردشند بر حسب اختیار دوست

6

گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند

ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست

7

کحل الجواهری به من آر ای نسیم صبح

زان خاک نیکبخت که شد رهگذار دوست

8

ماییم و آستانه عشق و سر نیاز

تا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست

9

دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک

منت خدای را که نیم شرمسار دوست

متن شعر کپی شد.