کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۹ - زهی ز تو دل ناوک سزای من مجروح...

1

زهی ز تو دل ناوک سزای من مجروح

دلت مباد به تیر دعای من مجروح

2

عجب مدان که به تیر دعا شود دل سنگ

ز شست خاطر ناوک گشای من مجروح

3

شکست شیشه دل در کفش که می خواهد

به شیشه ریزه آزار پای من مجروح

4

ز خاک تربت من گل دمید و هست هنوز

ز خار گلی داغهای من مجروح

5

جراحت دل ریشم ازین قیاس کنید

که هست صد دل بی غم برای من مجروح

6

دلم ز سوزن الماس درد خون شد و گشت

درون هم از دل الماس سای من مجروح

7

شد از دم تو مسیحا نفس دل مرده

دواپذیر و دل بی دوای من مجروح

8

خدنگ هجر تو زود از کمان حادثه جست

ز ما سوا نشد و ماسوای من مجروح

9

نماند محتشم از دوستان دلی که نشد

ز سوز گریه بر های های من مجروح

متن شعر کپی شد.