غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۱۵۲ - دوش گفتند سخنها ز زبان تو صریح...
1
دوش گفتند سخنها ز زبان تو صریح
لله الحمد که شد کین نهان تو صریح
2
بود عاشق کشی اندر همه عهدی پنهان
آخر این رسم نهان شد به زمان تو صریح
3
خوش برانداخته ای پرده که در خواهش می
هست در گوش من امشب سخنان تو صریح
4
دوش در مستی از آن رقعه نویسی هر حرف
که دلت داشت نهان کرد بیان تو صریح
5
آن که می داشت عبور تو به مسجد پنهان
دوش می داد به میخانه نشان تو صریح
6
با تو هم دشمنی غیر عیان شد امروز
بس که سوگند غلط خورد به جان تو صریح
7
به کنایت سخن از جرم کسی گفتی و گشت
کینه محتشم از حسن بیان تو صریح