غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۱۵۴ - زهی به دور تو آئین دلبران منسوخ...
1
زهی به دور تو آئین دلبران منسوخ
ز طور تازه تو طور دیگران منسوخ
2
ز شهرت حسد اهل حسن برتو شده
حدیث یوسف و رشک برادران منسوخ
3
دلم نهاد بنای محبت چو توئی
محبت دگران شد بنا بر آن منسوخ
4
حدیث درد مرا دهر در میان انداخت
که شد حدیث دگر درد پروران منسوخ
5
لب زمانه به حرف سمنبری جنبید
که ساخت حرف تمام سمن بران منسوخ
6
خبر نداری از آن چاکری که خواهد کرد
بر تو خدمت صد ساله چاکران منسوخ
7
هنوز محتشم این نظم تازه شهرت بود
که گشت نظم جمیع سخنوران منسوخ