کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۶ - چو یار تیغ ستیز از نیام کین بدر آرد...

1

چو یار تیغ ستیز از نیام کین بدر آرد

زمانه دست تعدی ز آستین بدر آرد

2

زند چو غمزه و خویش را به لشگر دلها

کرشمه صد سپه فتنه از کمین بدر آرد

3

اگر ز شعبده عشق گم شود دل خلقی

چو بنگری سر از آن جعد عنبرین بدر آرد

4

امین عشق گذارد نگین مهر چو بر دل

ز خاک صبح جزا مهر آن زمین بدر آید

5

پس از هزار محل جویمش جریده جویابم

فلک ز رشگ نگهبانی از زمین به در آرد

6

نهان به کس منشین و چنان مکن که جنونم

گرفته دامنت از بزم عیش تن بدر آرد

7

رسد نسیم گل پند محتشم به تو روزی

که سبزه است سر از اوراق یاسمین بدر آرد

متن شعر کپی شد.