کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۷ - رفتی جهان پناها اقبال رهبرت باد...

1

رفتی جهان پناها اقبال رهبرت باد

ظل همای دولت گسترده بر سرت باد

2

دولت که یاریت کرد پیوسته باد یارت

ایزد که داورت ساخت همواره یاورت باد

3

ای پر گشاده شهباز هرجا کنی نشیمن

چون بیضه چرخ نه تو در زیر شهپرت باد

4

نسبت به شانت از من ناید اگر دعائی

گویم همین که عالم یک سر مسخرت باد

5

هر جوشنی که شبها من از دعا بسازم

روزی که فتنه بارد چون جامه در برت باد

6

خورشید با کواکب تا گرد دهر گردد

جبریل با ملایک در پاس لشگرت باد

7

هر جا زنی سرادق با هم دمان صادق

خورشید شمع مجلس جمشید چاکرت باد

8

تا موکب جلالت در ملک خویش گنجه

افزوده بر ممالک صد ملک دیگرت باد

9

تا نطق محتشم را ممکن بود تکلیم

هم داعی فدائی هم مدح گسترت باد

متن شعر کپی شد.