کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۸ - زندگانی بی غم عشق بتان یکدم مباد...

1

زندگانی بی غم عشق بتان یکدم مباد

هر که این عالم ندارد زنده در عالم مباد

2

باد عمرم آن قدر کز شاخ وصلت برخورم

ور نمی خواهی تو بر خورداریم آن هم مباد

3

بی خدنگت یاددارم صد جراحت بر جگر

هیچ کس را این جراحتهای بی مرهم مباد

4

گر ز حرمانش ندارم زندگی بر خود حرام

مرغ روحم در حریم حرمتش محرم مباد

5

روز وصل دلبران گر شد نصیب دیگران

سایه شبهای هجرت از سرما کم مباد

6

گفتمش کز درد عشقت غم ندارم در جهان

گفت هر عاشق که دردی دارد او را غم مباد

7

گر نباشد محتشم خوش دل به دور خط دوست

از بهار حسن او مرغ دلم خرم مباد

متن شعر کپی شد.