کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۳ - روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یاد...

1

روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یاد

دردمندان فراموش کرده را میدار یاد

2

بی تکلف خوش طبیب مشفقی کز درد تو

مردم و هرگز نکردی از من بیمار یاد

3

گردد از قحط طراوت چون گلت بی آب و رنگ

خواهی آوردن بسی زین دیده خونبار یاد

4

من که دایم سر گران بودن ز لطف اندکت

این زمان زان لطف اندک می کنم بسیار یاد

5

یاد می کردم ز سال پیش یاد از قید عشق

فارغم امسال اما می کنم از یار یاد

6

با وجود رستگاری در صف زنهاریان

می کنم صد ره دمی زان تیغ با زنهار یاد

7

کی جدائی زان فراموشکار کردی محتشم

گر گمان بردی که خواهد کردش این مقدار یاد

متن شعر کپی شد.