غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۱۷۵ - مرا خیال تو شبها به خواب نگذارد...
1
مرا خیال تو شبها به خواب نگذارد
چو تن به خواب دهم اضطراب نگذارد
2
خیال آرزوئی می پزم که می ترسم
اگر تو هم بگذاری حجاب نگذارد
3
به طرف جوی اگر بگذری به این حرکات
خرامش تو تحرک در آب نگذارد
4
تو گرم قتل اجل نارسیده ای که شوی
فلک به سایه اش از آفتاب نگذارد
5
به من کسی شده خصم ای اجل که در کارم
عنان به دست تو سنگین رکاب نگذارد
6
ز ناز بسته لب اما به غمزه فرموده
که یک سوال مرا بی جواب نگذارد
7
هزار جرعه دهد عشوه اش به بوالهوسان
چو دور محتشم آید عتاب نگذارد