غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۱۷۹ - روز محشر که خدا پرسش ما خواهد کرد...
1
روز محشر که خدا پرسش ما خواهد کرد
دل جدا شکر تو و دیده جدا خواهد کرد
2
جان غم دیده که آمد به لب از هجرانت
تا کند عمر وفا با تو وفا خواهد کرد
3
غیر را میکشی امروز و حسد می کشدم
که ملاقات تو فردای جزا خواهد کرد
4
کرم ناساخته جا می کند اینها در بزم
سر چو از باده کند گرم چها خواهد کرد
5
کرده رسوای دو عالم لقبم چون نکند
که به حشرم دگر انگشت نما خواهد کرد
6
کرده صد کار به دشمن مرض هجر کنون
مانده یک کار همانا که خدا خواهد کرد
7
محتشم عاقبت آن شوخ وفا کیش ز رحم
صبر کن صبر که درد تو دوا خواهد کرد