کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۱ - چون طلوع آن آفتاب از مطلع اقبال کرد...

1

چون طلوع آن آفتاب از مطلع اقبال کرد

ماند تن از شعف و جان از ذوق استقبال کرد

2

ترک ما ناکرده از بهر سفر پا در رکاب

ترکتاز لشگر هجران مرا پامال کرد

3

اول از اهمال دوران در توقف بود کار

لیک آخر کار خود بخت سریع اقبال کرد

4

بی گمان دولت به میدان رخش سرعت می جهاند

در جنیبت بردنش هرچند دور اهمال کرد

5

آتش ما را چو مرغ نامه آور ساخت تیز

مرغ غم را بر سر ما بی پر و بی بال کرد

6

آن چنان حالم دگرگون شد که جان دادم به باد

زان نوید بیگمانم چون صبا خوشحال کرد

7

بر زبان محتشم صد شکوه بود از هجر تو

مژده وصلت ز بس خوشحالی او را لال کرد

متن شعر کپی شد.