کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۲ - از جیب حسن سرو قدی سر بدر نکرد...

1

از جیب حسن سرو قدی سر بدر نکرد

کز خجلت تو خاک مذلت به سر نکرد

2

برق اجل به خرمنی آتش نزد دلیل

تا مشورت به خوی تو بیدادگر نکرد

3

چشمت ز گوشه ای یزک غمزه سر نداد

کز گوشه دگر سپه فتنه سر نکرد

4

در بزم کس نماند که پنهان ز دیگران

از نرگسش نشانه تیر نظر نکرد

5

تا مدعی ز ابروی او چشم بر نداشت

تیری از آن کمان به دل من گذر نکرد

6

برد آن چنان دلم که نخستین نگاه را

در دلبری مدد به نگاه دگر نکرد

7

صد عشوه کرد چشم تو ضایع برای غیر

کاتش به جان من زد و دروی اثر نکرد

8

تیر کرشمه تو که با دل به جنگ بود

کرد آشتی چنان که مرا هم خبر نکرد

9

قانع نشد به نیم نگاه تو محتشم

خاشاک نیم سوز ز آتش حذر نکرد

متن شعر کپی شد.