کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۰ - چو ممکن نیست کانمه پاسبان محفلم سازد...

1

چو ممکن نیست کانمه پاسبان محفلم سازد

بکوشم تا سگ دنباله گیر محملم سازد

2

از وی چون پرده افتد برملا از من کند رنجش

که از همراهی خود با رقیبان غافلم سازد

3

کندبر من بتیغ آن بت گنه ثابت که هر ساعت

ز بیم جان بنا واقع گناهی قایلم سازد

4

ز دل بس رازهای پرده گر سر بر زند روزی

که دل فرسائی بار جفا نازک دلم سازد

5

ز فتانی به ایمائی کند واقف رقیبان را

اجازت ده نگاهش چون به ابرو مایلم سازد

6

ز خارج پیچشی ها در دمم باید شدن بیرون

دمی از مصلحت در بزم خود گر داخلم سازد

7

درونم محتشم زان مست کین خواهد شدن شادان

ولی روزی که دور چرخ ساغر از گلم سازد

متن شعر کپی شد.