کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۱ - بی وفا یارا وفا و یاریت معلوم شد...

1

بی وفا یارا وفا و یاریت معلوم شد

داشتی دست از دلم دلداریت معلوم شد

2

شد رقیبم خصم و گفتنی جانبت دارم نگاه

آخرم کشتی و جانب داریت معلوم شد

3

بر دلم پر جوری از کین نهان کردی ولی

آن چه پنهان بود از پر کاریت معلوم شد

4

گفتمت مستی ز جام حسن و خونم ریختی

آری آری زین عمل هشیاریت معلوم شد

5

در قمار عشق خود را می نمودی خوش حریف

خوش حریفی از حریف آزاریت معلوم شد

6

دوش می کردی دلا دعوی بیزاری یار

امشب ای معنی ز آه و زاریت معلوم شد

7

این که می گفتی پشیمانم ز قتل محتشم

از تاسف خوردن ناچاریت معلوم شد

متن شعر کپی شد.