کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۲ - هیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شد...

1

هیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شد

خسته من نیمه جانی داشت احوالش چه شد

2

هیچ می پرسی که مرغی کز دیاری گاه گاه

می رسید و نامه ای می بود بربالش چه شد

3

هیچ کلک فکر میرانی بر این کان خسته را

جان نالان خود برآمد جسم چون نالش چه شد

4

در ضمیرت هیچ می گردد که پار افتاده ای

مرغ روحش گرد من می گشت امسالش چه شد

5

پیش چشمت هیچ می گردد که در دشت خیال

آهوی من بود مجنونی به دنبالش چه شد

6

پیش دستت چاکری استاده بد آخر ببین

مرگ افکندش ز پا غم کرد پامالش چه شد

7

ملک عیش محتشم یارب چرا شد سرنگون

گشت بختش واژگون اقبالش چه شد

متن شعر کپی شد.