کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۳ - هر خون که از درون ز دل مبتلا چکد...

1

هر خون که از درون ز دل مبتلا چکد

جوشد ز سوز سینه و از چشم ما چکد

2

گردد چو آه صاعقه انگیز ما بلند

زان ابر فتنه تفرقه باد بلا چکد

3

از شیشهای چرخ به دور تو بی وفا

در جام عاشقان همه زهر جفا چکد

4

آتش ز گل گلاب چکد این چه ناز کیست

کز گرمی نگه ز تو آب حیا چکد

5

من با تو گرم عشق و دل خونچکان کباب

تا بی تو زین کباب چه خونابه ها چکد

6

باشد به قتل خلق اشارت چو زهر قهر

از گوشه های ابروی آن بی وفا چکد

7

اعجاز حسن بین که مسیحا دم مرا

از لعل آتشین همه آب بقا چکد

8

در عرض درد ریختن آبرو خطاست

گیرم ز ابردست طبیبان دوا چکد

9

مگشای لب به عرض تمنا چو محتشم

آب حیات اگر ز کف اغنیا چکد

متن شعر کپی شد.