کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۴ - دلا گذشت شب هجر و یار از سفر آمد...

1

دلا گذشت شب هجر و یار از سفر آمد

ز خواب غم بگشا دیده کافتاب برآمد

2

شب فراق من سخت جان سوخته دل را

سهیل طلعت آن مه ستاره سحر آمد

3

فدای سنگ سبک خیز یار باد سر من

که بر سر من خاکی ز باد تیزتر آمد

4

تو ای بشیر بشارت ببر به قافله جان

که یوسف امل از چاه آرزو بدرآمد

5

چه داند آن که نسوزد ز انتظار که یار

چه مدتی سپری شد چه محنتی بسر آمد

6

نهال عشق که بود از سموم حادثه بی بر

هزار شکر که از آب چشم ما ببر آمد

7

تو خود ز سنگ نه ای ای محتشم چه حوصله بود این

که جان ز ذوق ندادی دمی که این خبر آمد

متن شعر کپی شد.