غزل · حافظ
غزل شماره ۶۶ - بنال بلبل اگر با منت سر یاریست...
1
بنال بلبل اگر با منت سر یاریست
که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست
2
در آن زمین که نسیمی وزد ز طره دوست
چه جای دم زدن نافه های تاتاریست
3
بیار باده که رنگین کنیم جامه زرق
که مست جام غروریم و نام هشیاریست
4
خیال زلف تو پختن نه کار هر خامیست
که زیر سلسله رفتن طریق عیاریست
5
لطیفه ایست نهانی که عشق از او خیزد
که نام آن نه لب لعل و خط زنگاریست
6
جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال
هزار نکته در این کار و بار دلداریست
7
قلندران حقیقت به نیم جو نخرند
قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست
8
بر آستان تو مشکل توان رسید آری
عروج بر فلک سروری به دشواریست
9
سحر کرشمه چشمت به خواب می دیدم
زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست
10
دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ
که رستگاری جاوید در کم آزاریست