کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۷ - کمان ناز به زه نازنین سوار من آمد...

1

کمان ناز به زه نازنین سوار من آمد

شکار دوست بت آدمی شکار من آمد

2

جهان دل و جان می رود به باد که دیگر

جهان بهم زده سلطان کامکار من آمد

3

چو افتاب که از ابر ناگهان بدر آید

سوار رخش برون رانده از غبار من آمد

4

شد آرمیده سوار سمند و آخر جولان

فکنده زلزله در جان بی قرار من آمد

5

سترده داد بلاکار زاریان بلا را

به لشگر عجبی وقت کارزار من آمد

6

ز پیش راه مرو محتشم که بهر عذابت

سر از خمار گران مست پر خمار من آمد

متن شعر کپی شد.