کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۰ - بلا به من که ندارم غم بقا چکند...

1

بلا به من که ندارم غم بقا چکند

کسی که دم ز فنا زد باو بلا چکند

2

نشانده بر سر من بهر قتل خلقی را

من ایستاده که آن شوخ بی وفا چکند

3

به قتل ما شده گرم و کشیده تیغ چو آب

میان آتش و آبیم تا خدا چکند

4

کشی به جورم و گوئی که خونبهای تو چیست

شهید خنجر تو با جان مبتلا چکند

5

به دست عشق تو دادم دل و نمی دانم

که داغ هجر تو با جان مبتلا چکند

6

چو آشنای تو شد دل ز من برید آری

تو را کسی که به دست آورد مرا چکند

7

دوای عشق تو صبر است و محتشم را نیست

تو خود بگو که به این درد بی دوا چکند

متن شعر کپی شد.