کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۲ - آه از آن لحظه که مجلس به غضب در شکند...

1

آه از آن لحظه که مجلس به غضب در شکند

دامن افشاند و می ریزد و ساغر شکند

2

می رود سرخوش و من بر سر آتش که چه وقت

مست باز آید و غوغا کند و درشکند

3

دست ز احباب ندارد چو کشد خنجز ناز

مگرش دست شود رنجه و خنجر شکند

4

سگ آن مست غرورم که نگه داند راه

شحنه را بر سر بازار اگر سر شکند

5

زده ام دوش به جرات در قصری کانجا

حاجب از جرم سجودی سر قیصر شکند

6

مو بر اندام شود راست مه یک شبه را

افتاب من اگر طرف کله برشکند

7

محتشم باده ده از خون منش کان خونخوار

نیست مستی که خمار از می دیگر شکند

متن شعر کپی شد.