کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۳ - چون باز خواهد کز طلب جوینده را دور افکند...

1

چون باز خواهد کز طلب جوینده را دور افکند

از لن ترانی حسن هم آوازه در طور افکند

2

یارب چه با دلها کند محجوب خورشیدی که او

در پیکر کوه اضطراب از ذره ای نور افکند

3

چون بی خطر باشد کسی از شهسوار عشق وی

کو بر فرس ننهاده زین در عالمی شور افکند

4

بی شک رساند تیر خود آن گل رخ زرین کمال

گر در شب از یک روزه ره در دیده مور افکند

5

خوش بود گر از دل رسد حرف اناالحق بر زبان

غیرت به جرم کشف را ز آتش به منصور افکند

6

با ساقی ار نبود نهان کیفیت دیگر چه سان

آتش درین افسردگان از آب انگور افکند

7

بهر چه سر عشق را با بی بصر گوید کسی

بیهوده کس دارو چرا در دیده کور افکند

8

هرسو چراغی محتشم افروزد از رخسارها

یک شمع چون در انجمن پرتو به جمهور افکند

متن شعر کپی شد.