کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۴ - هر کسی چیزی به پای آن پسر می افکند...

1

هر کسی چیزی به پای آن پسر می افکند

شاه ملک افسر گدای ملک سر می افکند

2

آفتاب از پرده پیش از صبح می آید برون

چون سحرگه باد از آن رخ پرده بر می افکند

3

سایه می افکند مرغی بر سر مجنون و من

وادی دارم که آنجا مرغ پر می افکند

4

چون گریزد از بلا عاشق که آن ابرو کمان

ناوک مژگان به دلها بی خبر می افکند

5

سایه از لطف تن پاکش نمی افتد به خاک

جامه چون آن نازنین پیکر ز بر می افکند

6

وه که هرچند آن مهم نزدیک می خواهد به لطف

بختم از بی طالعی ها دورتر می افکند

7

هرگه آن مه بر ذقن می افکند چوگان زلف

محتشم در پای او چون گوی سر می افکند

متن شعر کپی شد.