کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۷ - عاشق از حسرت دیدار تو آهی نکند...

1

عاشق از حسرت دیدار تو آهی نکند

که درو غیر غنیمانه نگاهی نکند

2

آن چه با خرمن جانم بنگاهی کردی

برق هرچند بکوشد به گیاهی نکند

3

عشق تاراج گرت یک تنه با هر دو جهان

کرد کاری که به یک کلبه سپاهی نکند

4

شدم از سنگدلیهای تو خورسند به این

که کسی در دلت از وسوسه راهی نکند

5

منعم از ناله رسد پند دهی را که شود

هدف تیر نگاه تو و آهی نکند

6

من گرفتم گه نگه در تو گناهست ای بت

بنده این حوصله دارد که گناهی نکند

7

دیدم آن زلف و تغافل زدم آهم برخاست

نتوانست که تعظیم سیاهی نکند

8

آن چه با کوه شکیبم رخ تابان تو کرد

شعله آتش سوزنده به کاهی نکند

9

محتشم این همه از گریه نگردد رسوا

که تواند کند گاهی و گاهی نکند

متن شعر کپی شد.