کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۹ - لعل تو رد شکست من زمزمه بس نمی کند...

1

لعل تو رد شکست من زمزمه بس نمی کند

آن چه تو دوست میکنی دشمن کس نمی کند

2

از سخن حریف سوز آن چه تو آتشین زبان

با من خسته میکنی شعله به خس نمی کند

3

راحله از درت روان کردم و این دل طپان

می کند امشب از فغان آن چه جرس نمی کند

4

از خم زلف بعد ازین جا منما به مرغ دل

مرغ قفس شکن دگر میل قفس نمی کند

5

مرغ دلی که می جهد خاصه ز دام حیله ای

دانه اگر ز در بود باز هوس نمی کند

6

محتشم از کمند شد خسته چنان که چون توئی

می رود از قفا و او روی به پس نمی کند

متن شعر کپی شد.