کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۰ - آخر ای پیمان گسل یاران به یاران این کنند...

1

آخر ای پیمان گسل یاران به یاران این کنند

دوستان بی موجبی با دوستداران این کنند

2

در ره رخشت فتادم خاک من دادی به باد

شهسواران در روش با خاکساران این کنند

3

مرهم از تیر تو جستم زخم بیدادم زدی

دلنوازان جان من با دل فکاران این کنند

4

خواستم تسکین سپند آتشت کردی مرا

ای قرار جان و دل با بی قراران این کنند

5

رو به شهر وصل کردم تا عدم راندی مرا

آخر ایمه با غریبان شهریاران این کنند

6

من غمت خوردم تو بر رغمم شدی غمخوار غیر

با حریفان غم خود غمگساران این کنند

7

محتشم در جان سپاری بود و خونش ریختی

ای هزارت جان فدا با جان سپاران این کنند

متن شعر کپی شد.