غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۲۳۳ - رندان که نقد جان به می ناب می دهند...
1
رندان که نقد جان به می ناب می دهند
باغ حیات را به قدح آب می دهند
2
عشق تو بسته خوابم و چشمانت از فریب
دل را نوید وصل تو در خواب می دهند
3
بازی دهندگان وصال محال تو
ما را نشان به گوهر نایاب می دهند
4
فیضی که آتشین دم عیسی به مرده داد
در دیر ساقیان به می ناب می دهند
5
داری دوزخ که روز و شب از حسن بی زوال
پرتو به مهر و نور به مهتاب می دهند
6
من دل ز توده ته گلخن نمی کنم
جایم اگر به بستر سنجاب می دهند
7
مهر آزماست زهر وفا محتشم از آن
شیرین لبان مدام با حباب می دهند