کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۹ - دوش چشمم هم به خواب از فکر و هم بیدار بود...

1

دوش چشمم هم به خواب از فکر و هم بیدار بود

در میان خواب و بیداری دلم با یار بود

2

گرچه بود از هر دو جانب بر دهن مهر سکوت

ناز او را با نیاز من سخن بسیار بود

3

کار من دامن گرفتن کار او دامن کشی

آن چه بر من می نمود آسان باو دشوار بود

4

هرچه در دل داشتم او را به خاطر می گذشت

بی نیاز از گفتن و مستغنی از اظهار بود

5

گرچه بود آن شمع شب تا روز در فانوس چشم

پرده شرم از دو جانب مانع دیدار بود

6

آن چه آمد بر زبان با آن که حرفی بود و بس

معنی یک دفتر و مضمون صد طومار بود

7

من به میل خاطر خود محتشم تا روز حشر

ترک آن صحبت نمی کردم ولی ناچار بود

متن شعر کپی شد.