کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۰ - گنج وصل او به چون من بی وفائی حیف بود...

1

گنج وصل او به چون من بی وفائی حیف بود

همچو او شاهی به همچون من گدائی حیف بود

2

یاری آن نازنین کش بت پرستیدن سزاست

با چو من ناکس پرستی ناسزائی حیف بود

3

آشنائی های او کز الفت جان خوشتر است

با چو من بد الفتی نا آشنائی حیف بود

4

عهد مهر و شرط یاری کز وفا کرد آن نگار

با چو من بدعهد شرط و بی وفائی حیف بود

5

راست قولیهای او در ماجراهای نهان

با چو من کج بحث و کافر ماجرائی حیف بود

6

چون ز من جز بیوفائی سر نزد نسبت باو

بر سرم میزد اگر سنگ جفائی حیف بود

7

قصه کوته محتشم با چون تو کج خلق آدمی

آن چنان طوبی قدی حورا لقائی حیف بود

متن شعر کپی شد.