کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۵ - دی ز شوخی بر من آن توسن دوانیدن چه بود...

1

دی ز شوخی بر من آن توسن دوانیدن چه بود

نارسیده بر سر من باز گردیدن چه بود

2

تشنه ای را کز تمنا عاقبت میسوختی

آب از بازیچه اش بر لب رسانیدن چه بود

3

خسته ای را کز جفا می کردی آخر قصد جان

در علاجش اول آن مقدار کوشیدن چه بود

4

گر دلت نشکفته بود از گریه پردرد من

سر فرو بردن چو گل در جیب و خندیدن چه بود

5

گرنه مرگ من به کام دشمنان می خواستی

بهر قتلم با رقیب آن مصلحت دیدن چه بود

6

ور نبودت ننگ و عار از کشتن من بعد قتل

آن تاسف خوردن و انگشت خائیدن چه بود

7

محتشم ای گشته در عالم بدین داری علم

بعد چندین ساله زهد این بت پرستیدن چه بود

متن شعر کپی شد.