کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۷ - جز من آن کس که به وصل تو نشد شاد که بود...

1

جز من آن کس که به وصل تو نشد شاد که بود

آن که صد مشکلش از زلف تو نگشاد که بود

2

غیر من کز تو به پابوس سگان خورسندم

آن که روئی به کف پای تو ننهاد که بود

3

جز دل من که فلک بسته به رو راه نشاط

آن که بر وی دری از وصل تو نگشاد که بود

4

بعد حرمان من نامه سیاه آن که به تو

برگ سبزی و پیامی نفرستاد که بود

5

تا بریدی ز من ای گنج مراد آنکه نساخت

دل ویران به ملاقات تو آباد که بود

6

جز من تنگ دل ای خسرو شیرین دهنان

عمرها از تو به جان کندن فرهاد که بود

7

جز تو در ملک دل محتشم ای شوخ بلا

آن که داد ستم و جور و جفا داد که بود

متن شعر کپی شد.