کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۲ - اول منزل عشقست بیابان فنا...

1

اول منزل عشقست بیابان فنا

عاشقی کو که درین ره دو سه منزل برود

2

رفتن ناقه گهی جانب مجنون نیکوست

که به تحریک نشیننده محمل برود

3

عقل را بر لب آن چاه ذقن پا لغزد

دل به آن ناحیه جهلست که عاقل برود

4

دارد آن غمزه کمانی که به چشم نگران

ناوکی سردهد آهسته که تا دل برود

5

دارم از خوف و رجا کشتی سر گردانی

که نه در ورطه بماند نه به ساحل برود

6

عشق چون کهنه شود محو نگردد به فراق

نخل از جا نرود ریشه چو در گل برود

7

ابر رحمت چو ترشح کند امید کزان

رقم قتل من از نامه قاتل برود

8

دیر پروای کسی بشنو و تاخیر مکن

تا به آن مرتبه تاخیر به ساحل برود

9

گر کنی قصد قتالی و نیالائی تیغ

خون ز بسمل گه صد ناشده بسمل برود

10

محتشم لال شود طوطی طبعم می گفت

اگر آن آینه رویم ز مقابل برود

متن شعر کپی شد.