غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۲۵۷ - از باده لاله تو چو در ژاله میرود...
1
از باده لاله تو چو در ژاله میرود
خون قطره قطره در جگر لاله میرود
2
چشم تو هندوئیست که پنداری از خطا
صد ترک تند خوش به دنباله میرود
3
از خشگ سال ناز جهان میشود خلاص
سال دگر که ماه تو در هاله میرود
4
زین باده دو ساله که می آورند باز
ناموس زهد زاهد صد ساله میرود
5
از شکر نی قلمم هردم از عراق
صد کاروان قند به بنگاله میرود
6
زیبا عروس جمله اندیشه ام به کار
بی مشتری فریبی دلاله میرود
7
شب محتشم چو می کند آهنگ نوحه ساز
تا روز از زمین به فلک ناله میرود