کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۲ - حسن را گر ناز او کالای دکان می شود...

1

حسن را گر ناز او کالای دکان می شود

زود نرخ جان درین بازار ارزان می شود

2

طبع آلایش گزینی کادم بیچاره داشت

جبرئیل از پرتوش آلوده دامان می شود

3

صبر بی حاصل که جز عشق و مشقت هیچ نیست

یک هنر دارد کزو جان دادن آسان می شود

4

شد سرای دل خراب و یافت قصر جان شکست

این زمان خود رخنه در بنیاد ایمان می شود

5

سینه چاکانرا چه نسبت با کسی کز نازکی

نیم چاکی گاه گاهش در گریبان می شود

6

می شود صیاد پنهان می کند آن گاه صید

می کند آن ماه صید آن گاه پنهان می شود

7

ور خورد در ظلمت از دست کسی آب حیات

پس بداند کان منم بی شک پشیمان می شود

8

گفتمش بر قتل فرمان کن از دردم به جان

خنده زد کاین خود نخواهد شد ولی آن می شود

9

محتشم یا گریه را رخصت مده یا صبر کن

تا منادی در دهم کامروز طوفان می شود

متن شعر کپی شد.