کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۴ - صبا از کشور آن پاکدامان دیر می آید...

1

صبا از کشور آن پاکدامان دیر می آید

ز یوسف بوی پیراهن به کنعان دیر می آید

2

سواری تند در جولان و شوری نیست در میدان

چرا آن شهسوار افکن به میدان دیر می آید

3

مگر از سیل اشگم پای قاصد در گلست آنجا

که سخت این بار از آن راه بیابان دیر می آید

4

همانا باد هم خوش کرده منزلگاه جانان را

که بر بالین این بیمار گریان دیر می آید

5

تو را انگشت همدم کافت جان تو زود آمد

مرا این می کشد کان آفت جان دیر می آید

6

برای میهمانی می کنم دل را کباب اما

دلم بسیار می سوزد که مهمان دیر می آید

7

تو داری محتشم ز آشوب دوران کلفتی منهم

دلی پر غصه کان آشوب دوران دیر می آید

متن شعر کپی شد.