کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۵ - به گوشم مژده وصل از در و دیوار می آید...

1

به گوشم مژده وصل از در و دیوار می آید

دلم هم میتپد الله امشب یار می آید

2

سپند آتش شوقم که هردم هاتفی دیگر

بگوشم می زند کان آتشین رخسار می آید

3

بسوی در ز شوق افتان و خیزان میروم هر دم

تصور می کنم کان سرو خوش رفتار می آید

4

عبیر افشان نسیمی کاینچنین مدهوشم از بویش

ز عطرستان آن گیسوی عنبریار می آید

5

چو دایم از دو جانب می کند تیز آتش غیرت

اگر می آید امشب جزم با اغیار می آید

6

مدام از انتظار وعده او مضطرب بودم

ولی هرگز نبود این اضطراب این بار می آید

7

بفهمانم به دشمن چون ببرم پایش از بزمت

که از بی دست و پائی این قدرها کار می آید

8

چو نبود عشق عاشق سرسر هر چند لیلی را

سر مجنون نباشد بر سرش ناچار می آید

9

چه نقصان محتشم گر دل رود بر باد ازین شادی

به حمدالله که گر دل می رود دلدار می آید

متن شعر کپی شد.