غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۲۷۵ - به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آید...
1
به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آید
ز شوق آن قد و رفتار جنبش در زمین آید
2
چو آید بعد ایامی برون خلقی فتد در خون
اگر ماهی سهیل آسا برون آید چنین آید
3
به صیت حسن اول دل برد آنگه نماید رو
چو صیادی که دام افکنده صیدی را ز زین آید
4
ز رفتارش تن و جان در بلا وین طرفه کز بالا
بر آن رفتار از جان آفرین صد آفرین آید
5
به عزم سیر بام از قصر می خواهم برون آئی
چو خورشید جهان آرا که بر چرخ برین آید
6
بتی گفتند خواهد گشت در آخر زمان پیدا
کزو صد چشم زخم دیگرت در کار دین آید
7
اگر این است آن بت محتشم با خود مقرر کن
کزو صد زخم بر دل از نگاه اولین آید