کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۲ - ز خواب دیده گشاد وز رخ نقاب کشید...

1

ز خواب دیده گشاد وز رخ نقاب کشید

هزار تیغ ز مژگان برآفتاب کشید

2

نه اشک بود که چشمش به قتلم از مژه راند

که ریخت خون من و تیغ خود به آب کشید

3

ز غم هلاک شدم در رکاب بوسی او

که پا ز دست من از حلقه رکاب کشید

4

خدنگ فتنه ز دل میفتاد کج دو سه روز

به چشم بد دگر این تیر را که تاب کشید

5

نمود دوش به من رخ ولی دمی که مرا

حواس رخت به خلوت سرای خواب کشید

6

دمی که ماند فلک عاجز چشیدن آن

به قدرت عجبی عاشق خراب کشید

7

دلم به بزم تو با غیر بود عذرش خواه

که گرچه داشت بهشتی بسی عذاب کشید

8

هلاک ساز مرا پیش از آن که شهره شوی

که کارم از تو به زاری و اضطراب کشید

9

به وصف ساده رخان محتشم کتابی ساخت

ولی چو دید خطت خط بر آن کتاب کشید

متن شعر کپی شد.