کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۳ - زاهدان منع ز دیر و می نابم مکنید...

1

زاهدان منع ز دیر و می نابم مکنید

کوثر و خلد من این است عذابم مکنید

2

چشم افسونگرش از کشتن من کی گذرد

بر من افسانه مخوانید و بخوابم مکنید

3

مدعی را اگر آواره نسازم ز درش

از سگان سر آن کوی حسابم مکنید

4

من خود از باده دیدار خرابم امشب

می میارید و ازین بیش خرابم مکنید

5

مدهید این همه ساغر بت سرمست مرا

من کبابم دگر از رشک کبابم مکنید

6

حرف وصلی که محال است مگوئید به من

آب چون نیست طلبکار سرابم مکنید

7

خواهم از گریه دهم خانه به سیلاب امشب

دوستان را خبر از چشم پرآبم مکنید

8

چاره بیخودی من به نصیحت نتوان

به خودم باز گذارید و عذابم مکنید

9

توبه چون محتشم از می مدهیدم زینهار

قصد جان خاصه در ایام شرابم مکنید

متن شعر کپی شد.