غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۲۸۶ - ای زهر خنده تو چو شهد و شکر لذیذ...
1
ای زهر خنده تو چو شهد و شکر لذیذ
زهر تو از نبات کسان بیشتر لذیذ
2
از قد و لب ریاض تو را ای بهار ناز
هم نخل نازک آمده و هم ثمر لذیذ
3
قدت که هست نیشکر بوستان حسن
سر تا به پاست لذت و پا تا به سر لذیذ
4
دشنام تلخ زود مکن بس که در مذاق
زهریست این که بیشتر است از شکر لذیذ
5
روزی هزار گنج نهادی شکر فروش
بودی اگر شکر جو لبت ای پسر لذیذ
6
آن لب که من گزیده ام امروز کافرم
گر میوه بهشت بود این قدر لذیذ
7
مطرب ز محتشم غزلی کن ادا که هست
نظم وی و ادای تو با یکدیگر لذیذ