کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۸ - بس که چون باران نیسان ای سحاب خوش مطر...

1

بس که چون باران نیسان ای سحاب خوش مطر

از زبان ما دعا می بارد از دست تو زر

2

شوره زار وقت ما و کشتزار عمر تو

تا ابد خواهند بود از باغ جنت تازه تر

3

کوبیان خسرو و طی لسان و عمر نوح

کاید این الکن زبان از عهده شکرت بدر

4

روزگاری بودم از ناقابلان لطف تو

منت ایزد را که زود آن روزگار آمد به سر

5

شهریارا گر ز دست اقتدارت تا به حشر

بر سرم تیغ و تبر بارد و گر در و گوهر

6

سر مبادم گر سر موئی ز نفع و ضر آن

در کتاب دعوتم حرفش شود زیر و زبر

7

تا جهان باشد تو باشی کامکار و کامران

تا فلک گردد تو گردی نامدار و نامور

8

در پناهت تا قیامت زینت عالم دهند

با علیخان میرزا آن عالم آرای دگر

9

در ثنایت محتشم توفیق یابد گر بود

یک دو روزی دیگرش باقی ز عمر مختصر

متن شعر کپی شد.